تردید

siavash-ghomayshi-tardid

آخ دلم هیچکی کنارت نیست ، سر کن با خودت

زیر و رو شو دنیا رو زیرو زبر کن با خودت

وقتی میبینی خودت داره کلافت می کنه

از خودت پاشو ، خودت با شو سفر کن با خودت

هر زمستون پیش از اینکه ریشه پابندت کنه

شاختو بردار و تمرین تبر کن با خودت

یا بساز و دونه دونه مرگ برگاتو ببین

یا بسوز و جنگلی رو شعله ور کن با خودت

♫♫♫

سر بچرخونی مسیر روبه روتو باختی

سر بچرخونی مسیر روبه روتو باختی

از پل تردید با قلبت گذر کن باخودت

تنها موندی با خودت با دشمنت با دوستت

اخ دلم هیشکی کنارت نیست سر کن با خودت

هر زمستون بیش از این که ریشه پا بندت کنه

شاختو بردار و تمرین تبر کن با خودت

یا بساز و دونه دونه مرگ برگاتو ببین

یا بسوز و جنگلی رو شعله ور کن با خودت

دانلود آهنگ جدید سیاوش قمیشی تردید

ادامه بده

اگر تو زندگی یکی از سیم های سازت پاره شد

آهنگ زندگی تو جوری ادامه بده

هیچ کس نفهمه به تو چی گذشت

حتی اونی که سیمو پاره کرد

کاش

http://mj10.persianfun.info/img/92/10/Ax-Neveshteh-Mafhoumi1/30.jpg

تنهاییم بی تو

با تو

باتو، همه ی رنگهای این سرزمین مرا نوا می کند


باتو، آهوان این صحرا دوستان همبازی من اند


باتو، کوه ها حامیان وفادار خاندان من اند


باتو، زمین گاهواره ای است که مرا در آغوش خود می خواباند
و ابر،حریری است که بر گاهواره ی من کشیده اند

و طناب گاهواره ام را مادرم، که در پس این کوه ها همسایه ی ماست در دست خویش دارد

باتو، دریا با من مهربانی می کند


باتو، سپیده ی هر صبح بر گونه ام بوسه می زند


باتو، نسیم هر لحظه گیسوانم را شانه می زند

دکتر شریعتی

بی تو

بی تو، من رنگهای این سرزمین را بیگانه میبینم


بی تو، رنگهای این سرزمین مرا می آزارند


بی تو، آهوان این صحرا گرگان هار من اند


بی تو، کوه ها دیوان سیاه و زشت خفته اند


بی تو، زمین قبرستان پلید و غبار آلودی است که مرا در خو به کینه می فشرد

ابر، کفن سپیدی است که بر گور خاکی من گسترده اند

و طناب گهواره ام را از دست مادرم ربوده اند و بر گردنم افکنده اند


بی تو، دریا گرگی است که آهوی معصوم مرا می بلعد


بی تو، پرندگان این سرزمین، سایه های وحشت اند و ابابیل بلایند


بی تو، سپیده ی هر صبح لبخند نفرت بار دهان جنازه ای است


بی تو، نسیم هر لحظه رنج های خفته را در سرم بیدار میکند


بی تو، من با بهار می میرم


بی تو، من در عطر یاس ها می گریم

دوستت دارم

 

دلتنگی چه حس بدی است....

تنهایی چه حس بدی است

کاش...

پاره ای ابر میشدم

دلم مهربانی می بارید

کاش نگاهم شرار نور میشد

اشتی میدادش

و

که دوست داشتن چه کلام کاملی است

و

من...

چقدر دلم تنگ دوست داشتن است!

گریه کن

بعضی وقتا بدون هیچ دلیلی دل آدم میگیره

هر چی هم دنبال دلیل میگردی خب چی شده که حالت خوب نیست اما نمیفهمی

گریه آرومت میکنه

تنها یه جای خلوت

زانوهاتو بغل بگیر و ...

اون وقته که یه ذره آروم میشی

یکی هست از مرتضی پاشایی

یکی هست

يكي هست تو قلبم كه هر شب واسه اون مي نويسم

اون خوابه
نمیخوام
بدونه
واسه اونه که قلب من اینهمه بیتابه
یه کاغذ
یه خودکار
دوباره شده همدم این دل دیونه
یه نامه
که خیسه
پر از اشک و باز کسی اون و نمیخونه
یه روز همین جا توی اتاقم
یدفعه گفت داره میره
چیزی نگفتم اخه نخواستم دلشو غصه بگیره
گریه میکردم درو که می بست
میدونستم که میمیرم
اون عزیزم بود نمی تونستم جلوی راشو بگیرم
می ترسم
یه روزی
برسه که اونو نبینم بمیرم تنها
خدایا
کمک کن نمیخوام بدونه دارم جون میکنم اینجا
سکوت
اتاقو
داره میشکنه تیک تاک ساعت رو دیوار
دوباره نمیخواد بشه باور من که دیگه نمی یاد انگار یه روز همین جا توی اتاقم
یدفعه گفت داره میره
چیزی نگفتم اخه نخواستم دلشو غصه بگیره
گریه میکردم درو که می بست
میدونستم که میمیرم
اون عزیزم بود نمی تونستم جلوی راشو بگیرم
يكي هست تو قلبم كه هر شب واسه اون مي نويسم
اون خوابه
نمیخوام
بدونه
واسه اونه که قلب من اینهمه بیتابه
یه کاغذ
یه خودکار
دوباره شده همدم این دل دیونه
یه نامه
که خیسه
پر از اشک و باز کسی اون و نمیخونه

خدا کنه

افلاطون میگه :

اگه نمیتونید کسی رو فراموش کنید ، به این معنی هست که اونم شما رو فراموش نکرده و به شما فکر میکنه

درد یعنی : مدتی هست که نیست …

عکس تو
بر عکس تو
مدام در آغوش من است …



تاریکی این خانه مرا میبیند و من این خانه را بی تو همیشه تاریک میبینم …



پشت این بغض ، بیدی لرزان نشسته که خیال میکرد با این “یادها” نمیلرزد …



پشیمان اند کفش هایم که این همه راه را ؛ راه آمدند با نیامدن هایت …



امشب غم ها برایم مهمانی گرفته اند و من میخواهم بترکانم همه ی بغض هایم را …



اشک ها قطره نیستند بلکه کلماتى هستند که مى افتند فقط بخاطر اینکه پیدا نمیکنند کسى را که معنى این کلمات را بفهمد …



گاهی بی هوا دلم هوایت را می کند …
هوای تو ؛ تویی که هیچوقت هوایم را نداشتی …



درد یعنی : مدتی هست که نیست …

خبر نداری

حتی اگه دنیا تو دستم باشه بدون تو دنیا به کام من نیست

همه نشون من خبر نداری بدون تو چیزی به نام من نیست

حال و هوام

حال و هوام حال و هوای گریست

گریه کنم شاید که آروم بشم

درد و غمو غریبی کار منه تا وقتی که بی تو نفس میکشم

چقد باید گریه کنم تا کی درد و غمو غریبی یادم بره

چقد باید تو بی کسی بسوزم تا لحظه های بی کسیم بگذره

دلتنگم

سرمای زمستان نیست...

دلتنگی توست

که به لرزه انداخته چهار ستون بدنم را

هی روزگااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااار